قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1143
تاريخ الفي ( فارسى )
پيراهن امير المؤمنين را نمىشويى ؟ گفت : چنين كنم . روز ديگر مسلمه آن پيراهن را همچنان چرك يافت . با خواهر خود عتاب كرد . فاطمه سوگند ياد كرد كه يك پيراهن بيش ندارد . [ وى ] روزى دو درم از جهت ما يحتاج خود و عيالان خود [ از بيت المال ] مىگرفت . فاطمه بنت عبد الملك گويد شبى پيش شوهر خود ، عمر عبد العزيز ، رفته بودم . ديدم كه در نماز مشغول بود و قطرات عبرات بر رخسار او مىدويد . چون از اداء صلوة فارغ گشت پرسيدم : تو را چه حالت است و موجب اين همه رقّت چيست ؟ جواب داد : من مهم امّت محمّد ، صلّى اللّه عليه و آله ، را متعهّدم ؛ انديشه مىكنم كه مردم گرسنه و برهنه و غريب و مظلوم و عيالوار در اطراف عالم بسيار است و يقين مىدانم كه فردا حضرت عزّت از من سؤال خواهد فرمود كه : به حال ايشان چگونه پرداختى ؟ مىترسم كه در در قيامت فرومانم و عذر من قبول نيفتد ، از اين جهت بر نفس خود رحم كرده مىگريم . عمر عبد العزيز در اوايل حكومت به عمّال خود نوشت كه : « چون حقّ سبحانه و تعالى اهل اسلام را معزّز و محترم ساخته و از مذلّت جزيه مخالفان را خوار و بيمقدار كرده ، اكنون بايد كه هيچ كس از اهل ذمّه را والى امور مسلمانان نگردانيد كه مبادا دست و زبان ايشان بر ارباب ملّت بيضاء دراز شود و اهانت به آن جماعت رسد . » « 1 » و در تاريخ غياثى آورده كه چون عمر عبد العزيز را در قبر نهاده شروع در خاك ريختن كردند ، از آسمان كاغذى فرود آمد ؛ در وى نوشته [ شده ] بود كه : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، هذا امان من اللّه لعمر بن عبد العزيز من النّار . » « 2 » و در حديث صحيح آمده كه پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، فرمود : انّ اللّه يبعث لهذه الامّة على رأس كلّ مائة سنة من يجدّد لها دينها . يعنى : خداى تعالى برمىانگيزد از براى اين امّت بر سر هر صد سال كسى را كه به تجديد آنچه از احكام ملّت محمّدى اندراس يافته باشد قيام نمايد . و در جامع الاصول « 3 » مسطور است كه اعتقاد اماميّه و كثيرى از اهل سنّت و جماعت آن است كه مجدّد مائه اولى امام محمّد باقر ، عليه السّلام ، بود . و بعضى تفصيلى كردند بدين موجب كه : از خلفا عمر بن عبد العزيز است ، و از ائمّهء اهل بيت امام محمّد باقر ، عليه السّلام ، و از فقهاى مدينه قاسم بن محمّد بن ابى بكر و سالم بن عبد اللّه بن عمر ، و از مكّه مجاهد بن جبير و عطاء بن
--> ( 1 ) . مطالبى كه حسن بصرى ، به تقاضاى خليفه ، دربارهء « شرايط امام عادل » نوشته و حضور وى فرستاده در كتب ادبى و تاريخى مضبوط است ؛ - عقد الفريد ، ج 1 ، ص 39 . ( 2 ) . يعنى : اين اماننامهاى است از سوى خداى براى عمر بن عبد العزيز از آتش . - و . ( 3 ) . مراد : جامع الاصول لاحاديث الرسول ، تأليف ابى السعادات مبارك بن محمّد معروف به ابن اثير الجزرى ( وفات 606 ه . ق . ) است .